زندگینامه میر عماد حسنی (عماد الملک)

میرعماد حسنی قزوینی

(۱۵۵۴-۱۶۱۵ میلادی/ ۹۶۱–۱۰۲۴ ه‍. ق) خوشنویس پرآوازه و از سرآمدان هنر خوشنویسی ایرانی و بزرگترین خوشنویس در خط نستعلیق است . به همین جهت «خط میر» برای حسن خط ، مثل بوده‌ است. در سال ۱۰۲۴ ه‍.ق شاه عباس صفوی وی را متهم به پیروی از مذهب تسنن کرد و امر به قتل وی داد. میرعماد الحسنی سیفی قزوینی از مشهورترین خوشنویسان تاریخ هنر ایران است که توانست پایه خط نستعلیق را چنان مستحکم نماید که تمام صاحب نظران خطوط اسلامی آن را عروس خطوط نامیدند. قلم او بیشترین تأثیر خود را در عرصه خط نستعلیق گذاشته‌است.

 میرعماد حسنی قزوینی تولدش سال ۹۶۱ در قزوین و مرگش ۱۰۲۴ بوده ، از خاندان بزرگ سیفی قزوین بود. مستقیم زاده در تذکره تحفه الخطاطین اسم او را محمد و پدرش را حسین می‌نامد. بعدها به «عمادالملک» و «میرعماد» مشهور شد و شهرت وی سراسر ممالک گیتی را فراگرفت. نسبت او چنان‌که در دست‌نویس‌هایش مشاهده می‌شود از سادات بلند مرتبه حسنی بوده و جد او از کاتبان و کتابداران دوره صفوی در قزوین بوده‌است. بنا به گفته خانم آن ماری شیمل در کتاب خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، میرعماد در سن ۸ سالگی شروع به آموزش خط نمود. در کودکی، در قزوین به تحصیل علوم و مبانی خوشنویسی در نزد استادانی چون عیسی رنگ کار و مالک دیلمی پرداخت و در جوانی برای تکمیل هنر خود به تبریز مسافرت کرد و از تعلیمات استاد مشهور زمان ملاّ محمد حسین تبریزی بهره گرفت. می‌گویند میرعماد روزی قطعه‌ای از خط خود را به ملا محمدحسین تبریزی نشان داد؛ استاد فرمود: «اگر چنین توانی نوشت بنویس وگرنه قلم فرو گذار.» میر گفت: «خود نوشته‌ام». استاد روی او را بوسید و خط او را روی چشم گذارد و فرمود: «امروز استاد خوشنویسان هستی» و او را از شاگردی بی‌نیاز دانست.

میرعماد مدت‌ها از روی آثار استادان دیگری همچون بابا شاه اصفهانی و سلطانعلی مشهدی بخصوص میر علی هروی مشق کرد و از میان هزاران خوشنویس که در مدت شش قرن قبل از وی خودنمائی کرده‌اند سرآمد همه شد و حدّ این هنر را به سر حد اعجاز و کمال آن رسانید و در این هنر به جائی رسید که رونق دیگر استادان را شکست. به قول صاحب گلستان هنر میر ابتدا برای زیارت خانه خدا به مکه سفر کرد و صاحب تذکره خط گوید محمد هلال بن نجم الدین از بزرگان شام به نیت فراگیری مقدمات نستعلیق در این سفر همراه او بود. میرعماد از تبریز به عثمانی و حجاز رفت و سپس به ایران بازگشت. مدتی در خراسان و هرات به کاتبان کتابخانهٔ فرهاد خان قرامانلو، از امرای لشکریان شاه عباس، پیوست. پس از قتل فرهاد خان به قزوین آمد و در ۱۰۰۸ قمری به اصفهان رفت. شاه عباس دوازده سال بود که بر تخت نشسته بود و صفویه در اوج قدرت و شوکت به سر می‌برد. از این رو، هنرمندان و صنعتگران راهی اصفهان می‌شدند تا از نظر مادی و معنوی ترقی کنند. میرعماد نیز عریضه‌ای به نستعلیق در مدح شاه نوشت و برای او فرستاد. شاه را خوش آمد و او را به دربار فرا خواند. میر با توجه به اسامی شهرها که در قطعات و کتاب‌هایی که نوشته آورده‌است و سندهای قدیمی، او به حلب، دمشق، عثمانی و حجاز مسافرت کرده و احتمالاً به زیارت مکه معظمه نیز نائل شده‌است و در داخل ایران به اصفهان، قزوین، سمنان، دامغان، طبرستان و خراسان سفر نموده‌است. میرعماد تغییراتی در قواعد نستعلیق به‌وجود آورد. خط او به حدی متعالی شد که گفته می‌شود هنوز نظیری برایش سراغ نکرده‌اند. او شانزده سال در اصفهان اقامت کرد. شاگردان بسیاری را آموزش داد و آثار فراوانی از خود به جا گذاشت.

 

100029_p-01

سوره حمد از قرآن به خط میر عماد حسنی

میر در مراجعه به ایران در سلک هنرمندان کتابخانه فرهاد خان قرامانلو که از بدو سلطنت شاه عباس اول مصدر مشاغل لشکری و کشوری بودند قرار گرفت و چند سال در تمام مدت حکومت فرهاد خان در سمنان و دامغان و طبرستان و بسطام و خراسان همراه و ملازم او بود تا بسال ۱۰۰۷ ه‍.ق فرهاد خان بدست الله وردی خان از سرداران شاه عباس به قتل رسید و همان زمان میر از خراسان به قزوین بازگشت و بقول کلمان به گیلان رفت و دوباره به قزوین بازگشت و مقیم شد این دوران مصادف با سلطنت شاه عباس است که اصفهان به صورت یکی از زیباترین شهرهای ایران درآمده بود. مرکزیت هنری این شهر باعث شد تا میرعماد در سال ۱۰۰۸ ه‍.ق برای خدمت به شاه عباس راهی اصفهان شود. به محض رسیدن او به شهر عریضه‌ای نوشت که در مرقع گلشن به بیان کامل متن نامه پرداخته شده‌است. شاه پس از استحضار از مضمون نامه و اطلاع از هنر میر او را به دربار فرا خواند و مورد لطف و عنایت خود قرار داد میرعماد به شکرانه این مرحمت شاهانه قطعات خط با اشعاری در مدح شاه نوشت و تقدیم نمود. میرعماد پس از اقامت در دربار شاه به لطف و عنایتی که در حق او می‌شد مفتخر گردید و با اخلاق کریمه خود مورد ستایش شاه ونور چشم او گردید. این مورد باعث حسادت و فتنه و عداوت شد تا جایی که میر بخاطر نامردی‌ها با سرودن اشعاری گله مندی‌های خود را ابراز داشت. این فتنه‌ها باعث کم رنگ شدن محبت شاه نسبت به میر گردید و در عوض علیرضا عباسی مورد تفقد شاهانه قرار گرفت محبوبیت علیرضا عباسی نزد شاه به حدی شد تا جایی که شاه شمعدان بدست بالای سر او ایستاده تا وی مشق خط نماید. این عمل شاه باعث دلگیری میر گردید پس خطاب به شاه شعری بخط خود نوشت و فرستاد. این کدورت به حدی بالا گرفت که زبان میر نسبت به شاه نیش‌دارتر و کینه توزانه‌تر شد. کینه حسودان بجایی رسید که اشعار میرعماد را که در نکوهش شاه سروده و نوشته بود را به سمع و نظر شاه عباس برسانند. شاه از کرده میر ناراحت شد و برای صحت ادعای دیگران ۷۰ تومان فرستاد و در خواست کتابت شاهنامه را بنمود. پس از یک سال شاه پیکی فرستاد و در خواست کتاب را نمود میرعماد ۷۰ بیت را که نوشته بود ارسال نمود و و در جواب پیغام شاه می‌گوید: بگویید وجه سر کار زیاده بر این کفایت نکرد و مقدار پول به اندازه ابیات نگارش شده‌است. شاه از این عمل برآشفت و ابیات را پس فرستاد. میر کلیه ابیات را با قیچی برید و هر بیت را به مبلغ یک تومان به شاگردان خود فروخت و پول شاه را پس فرستاد. این عمل میرعماد باعث نفرت شاه از میرعماد گردید. از دیگر دلایل نفرت شاه از میر مذهب تسنن اوست.

لقب‌ها

میرعماد از سادات سیفی حسنی و با کُنیه قزوینی است و چون پیرو مسلک «عمادالملک» بود این لقب را به خود گرفت. عبدالمحمد خان و کلمان هوار و مستقیم زاده بیان می‌کنند: میرعماد به دلیل لقب حامی خود عمادالملک از بزرگان صفوی لقب عماد را برخود نهاد. دکتر مهدی بیانی به این نظریه با دیده تردید می‌نگرد و می‌گوید: عموم تذکره نویسان او را بنام میرعماد می‌خوانند و واضح است که در زمان حیات هم به این نام معروف بود. دکتر بیانی می‌افزاید که لقب عمادالملک مربوط به شخص میرعماد است. زیرا ۹ فقره از آثارش با نام عمادالملک رقم خورده‌است.

100029_p-02

نمونه کتابت به خط میر عماد حسنی

ویژگی‌های اخلاقی

او مردی آزاده و بزرگمنش بود و هنر را برای هنر دوست می‌داشت و برای رسیدن به حد والای هنر خود و دیگران را فراموش می‌کرد تا جایی که گویند مدت ۳ سال سر خود را اصلاح نکرد. ارتباط او با شاگردانش در حد مرید و مرادی بود و برای او قائل به کرامات بودند. نصرآبادی از قول ابوتراب شاگرد میرعماد گفته‌است: روزی در قهوه‌خانه نشسته بودم میرعماد با رشیدا خواهر زاده‌اش گذر کرد بخاطرم رسید اگر میر صفای باطن داشته باشد به قهوه‌خانه می‌آید. با اینکه چند قدم بیشتر نرفته بود برگشت قهوه خورد و گفت از این چیزها در خانه ما هم یافت می‌شود. ابوتراب تنبیه شد روز دیگر به خانه میر رفت و در بالاخانه او منزل یافت. بنا به اشعار میر برای شاه نشان می‌دهد که او تا حدود زیادی مغرور و طبع حساسی داشته‌است.

فرزندان و نزدیکان

از میر پسری بنام میرزا ابراهیم و دختری بنام گوهرشاد باقی‌مانده که هر دو از خوشنویسان چیره‌دست بودند. پس از مرگ میر آن‌ها همراه بسیاری از خوشنویسان و بستگان میر از بیم شاه صفوی به عثمانی یا هند هجرت کردند. از جمله عبدالرشید دیلمی خواهرزاده و شاگرد میر جلای وطن کرده به هندوستان رفت. و جهانگیر شاه به او برخی دیگر از بستگان میر را پناه داد.

100029_p-03

چلیپایی از میرعماد بزرگ‌ترین نستعلیق‌نویس همه اعصار

ویژگی هنری

از لحاظ اسلوب خط میر تابع شیوه میرعلی هروی بود که بعد از عزیمت به اصفهان به شیوه بابا شاه مشق نمود. عمده قطعات او در قالب چلیپا است که نحوه ترکیب بندی خطوط میر سرمشق تمام چلیپا نویسان است. او این فرم نوشتاری را به اوج رساند و شیوه سیاه مشق‌های او بعدها الگویی برای استادان قرون بعدی مانند میرزا غلامرضا در قرن ۱۳ ه‍.ق گردید. بنا به رأی کارشناسان خط ایرانی در عالم نستعلیق از ابتدا تاکنون کمتر خوشنویسی یافت شده که خطش به استواری و قدرت و شیوایی قلم میر باشد. میر عماد زیبایی خط نستعلیق را به اعجاز رسانیده‌است. بنا به گفته دکتر مهدی بیانی میر در لطف قلم و قدرت کتابت ید بیضا نمود و خط او بدون اصلاح استوار و خوش‌اندام است خفی را نمکین و جلی را استوار و شیرین می‌نوشت. زیبایی خط او عالم گیر شد و شعرا در وصف او شعر می‌سرودند از جمله میر عبدالغنی تفرشی از شعرای معاصر میرعماد در یک رباعی گفته‌است:

بر معنی اگر لفظ کند ناز رواست           تا کلک تو در نوشتن اعجاز نماست

هر مدّ تو را مدّت ایام بهاست                هر دایره تو را فلک حلقه به گوش

آوازه شهرت میر در زمان حیات و ممات عالم گیر شد و در بلاد هند و عثمانی آثار او را به بهای زر خرید و فروش می‌کردند و شاهان به داشتن آثار او مباهات داشتند. خط میرعماد در زمان زندگانیش نه تنها در ایران و دربار صفوی بلکه در دربار گورکانیان هند و پادشاهان عثمانی نیز آوازه‌ای بلندپایه داشت. گفته می‌شود که خط او را در زمان زندگیش با طلا معاوضه می‌کردند و درهنگام مرگ از ثروتمندترین مردان ایران بوده چنانچه خانه‌اش را وزیر وقت نتوانست بخرد. میرعماد با پالایش خطوط پیشینیان و زدودن اضافات و ناخالصی‌ها از پیکره نستعلیق و نزدیک کردن شگرف نسبت‌های اجزای حروف و کلمات، به اعلا درجه زیبایی یعنی نسبت طلایی رسید و قدمی اساسی در اعتلای هنر نستعلیق برداشت. با بررسی اکثریت قاطع حروف و کلمات میرعماد متوجه می‌شویم که این نسبت به عنوان یک الگو در تار و پود حروف و واژه‌ها وجود دارد و زاویه ۴۴۸/۶۳ درجه که مبنای ترسیم مستطیل طلایی است، در شروع قلم‌گذاری و ادامه رانش قلم، حضوری تعیین‌کننده دارد. این مهم قطعاً در سایه شعور و حس زیبایی‌شناسی وی حاصل آمده، نه آگاهی از فرمول تقسیم طلایی از دیدگاه هندسی و علوم ریاضی. میرعماد این نسبت‌ها را نه تنها در اجزای حروف بلکه در فاصله دو سطر و مجموعه دو سطر چلیپاها و کادرهای کتابت و قطعات رعایت می‌کرده‌است. وی چلیپانویسی و قطعه‌نگاری را به مرتبه یک فرهنگ ارتقا داد و به عنوان هنری مستقل از کاربرد خط نستعلیق در قاب تاریخ نشاند. میرعماد ذوق شعر نیز داشته و اشعاری به او منسوب است. پاره‌ای از اشعار او در «امتحان الفضلاء» میرزای سنگلاخ نقل شده‌است.

100029_p-04

نمونه‌ای از نستعلیق چلیپا از میرعماد

آثار

از میر عماد آثار خطی فراوانی به صورت مرقع یا «قطعات متفرقه» به جای مانده‌است که زینت بخش موزه‌های معتبر ایران و جهان و مجموعه‌های شخصی است. برخی از آثار او اکنون به موزهٔ خوشنویسی قزوین واقع در کاخ چهلستون منتقل شده‌اند. اخیراً به همت هنردوستان ایتالیایی و آمریکایی مجموعه نفیسی از آثار میرعماد حسنی چاپ شده‌است و به همت موزه متروپولیتن نیویورک در دسترس علاقه‌مندان خط ناب نستعلیق ایرانی قرار گرفته‌است. آثار میرعماد در «مرقع سن‌پطرزبورگ» یعنی همان مرقع میرزا مهدی خان منشی نادرشاه، که احتمالاً در سال‌های انقلاب مشروطیت کتابخانه سلطنتی ایران آن را به روس‌ها فروخته‌است، دیده می‌شود.[۳] این مرقع اخیراً به‌طور کامل چاپ شده و صفحاتی از آن به نام «کرشمه ساقی» در ایران انتشار یافته‌است. رساله باباشاه اصفهانی نیز به خط اوست.

در موزه‌های ایران و جهان

  • تحفه الاحرار جامی- قلم کتابت عالی – رقم میرعماد – سال ۱۰۱۶ –کتابخانه کاخ گلستان
  • گلشن راز شبستری- کتابت خفی عالی – رقم میرعماد- کاخ گلستان
  • دیوان حافظ – کتابت عالی – رقم میرعماد – کاخ گلستان
  • گلستان سعدی – کتابت ممتاز – رقم میرعماد – کاخ گلستان
  • تکلمه النفحات عبدالغفور لاری – کتابت خفی و عالی – رقم میرعماد –سال ۹۹۲ ه‍.ق – کاخ گلستان
  • بوستان سعدی – کتابت خفی و ممتاز – رقم میرعماد – کتابخانه مجلس
  • بوستان سعدی سال ۱۰۱۲ در مجموعه دولتی افغانستان
  • مثنوی گوی و چوگان رقم میرعماد در همان مجموعه
  • تحفه الملوک رقم میرعماد سال ۱۰۱۹ در کتابخانه سرکاری رامپور هند
  • الاسما الحسنی رقم میرعماد در همان کتابخانه
  • سبحه الابرار جامی رقم میرعماد سال ۹۷۲ در همان کتابخانه
  • رساله نصایح رقم میرعماد سال ۱۰۰۵ ه‍.ق
  • مناجات خواجه عبدالله انصاری رقم میرعماد در همان کتابخانه
  • زینه الملوک رقم میرعماد در همان کتابخانه
  • پند نامه جامی به فرزند خود رقم میرعماد در کتابخانه ملک
  • مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری رقم میرعماد مجموعه دکتر عبدالله فروهر
  • هفت بند حسن کاشانی رقم میرعماد مجموعه جعفری ادیب اصفهانی
  • رباعیات خیام رقم میرعماد مجموعه عالی تورک گلدی سفیر ترکیه
  • مناجات حضرت علی (ع) در کتابخانه دانشگاه استانبول
  • مرقع میرعماد سال ۱۰۱۸ و ۱۰۱۲ در کاخ گلستان
  • مرقع میرعماد در کتابخانه ملی پاریس
  • مرقع میرعماد سال ۱۰۱۳ کتابخانه دانشگاه استانبول
  • مرقع میرعماد سال ۱۰۰۳ و ۱۰۲۴ در همان کتابخانه
  • کتیبه‌ایی با رقم میرعماد در تکیه میر فندرسکی در اصفهان که در اتاقی مجاور آرامگاه او موجود است. بقلم ۲ دانگ و غزل معروف حافظ است:

 

روضه خلد برین خلوت درویشان است مایه محتشمی خدمت درویشان است. 

 

قتل میر

در کتاب احوال و آثار خوشنویسان اثر مهدی بیانی آمده‌است: چون میرعماد به تسنن مشهور بود و شاه نسبت به تشیع تعصب داشت این مورد باعث مزید علت شد که در نهایت منجر به قتل میرعماد گردید. گویند شاه فریاد کشید و گفت: (کسی نیست مرا از دست این مرد خلاص کند) یا (کسی نیت مرا از دست این سنی نجات دهد) یا (کسی نیست این مغرور را بکشد) یا (ما یک تن قزوینی ندیدیم که یک ذرع دم داشته باشد). مقصود بیک مسگر قزوینی رئیس قبیله شاهسون قزوین بقول صاحب آرای عباسی در آخرین شب ماه رجب ۱۰۲۴ که میرعماد از راه حمام بنا به دعوت مقصود بیک بخانه او می‌آمد جمعی از اوباش و ارازل را واداشت که در تاریکی شب او را به قتل برسانند. در تذکره خط و خطاطان اثر میرزا حبیب اصفهانی آمده‌است که مقصود بیک از دوستان میر بود که به تحریک شاه این کار را انجام داد. برخی هم بر این عقیده بودند که خشم شاه در ادای این جملات مرگ میر نبوده‌است زیرا وقتی شاه از قتل میر خبر دار شد بسیار ناراحت شد و دستور قصاص قاتل را صادر کرد. اما علی قلی خان واله عقیده دارد که قتل میر به اشاره و فرمان شاه بود. جسد مثله شده میر به مدت چند روز روی زمین بود و کسی جرات خاکسپاری را نداشت. تا اینکه مرید او میرزا ابوتراب وی را در مسجد مقصود بیک واقع در دروازه طوقچی اصفهان بخاک سپرد. در این زمان به دستور شاه بر جسد او احترام گذاشته و گروهی از شاگردان و امرا و شاهزادگان در آن مراسم شرکت داشتند.

 

کد مطلب 12302
نام کامل میرعماد حسنی قزوینی
تاریخ شمسی مرتبط با درگذشت ۹۹۴ خورشیدی- اسپهان
سبك / مكتب / تكنيك هنري غالب نستعلیق
محل دفن مسجد ظلمات اصفهان
نام و شهرت عمادالملک
بیو گرافی مختصر میرعماد حسنی قزوینی خوشنویس پرآوازه و از سرآمدان هنر خوشنویسی ایرانی و بزرگترین خوشنویس در خط نستعلیق است
تاریخ شمسی مرتبط با تولد ۹۳۳ خورشیدی- قزوین
شغل اصلي خشنویس
دلیل سرشناسی بزرگترین خوشنویس در خط نستعلیق است
ملیت هنرمند ایران
منابع / ماخذ اینترنت
ارسال کننده در سایت مریم صالح نژاد

برای ارسال نظر ، وارد حساب کاربری خود شوید
ورود به حساب
لطفا کمی صبر کنید !!