معرفی کتاب شور زندگی

shore_zendgy013d

این کتاب همچنین نموداری است از جوشش اروپا در اواسط قرن نوزدهم: برخورد سنت و صنعت، شور و حرصی که بر جامعه حاکم است، انسانیتی که هنوز سو سو می زند، تجددی که می خواهد سر برآورد و اصالتی که در نوجوئی هنر بروز می نماید و می خواهد در برابر استیلای کارخانه ها مقاومت ورزد. بعضی در نهایت خودخواهی، بعضی شوریده وار؛ و عشق؛ همراه با زیبایی و شور، کام و ناکامی؛ و نیز نکبت زندگی معدنگران (بوریناژ)که می بایست با عمر کوتاه مصیبت بارشان، درخشش تمدن صنعتی اروپا را پایه نهند در مقابل اشرافیت عده ای غرق در ناز که حتی هشدار انقلاب فرانسه هم نتوانسته بود، آن را تعدیل کند.اما در کنار همه اینها سر برآوردن عده ای هنرمند، اندیشه ور و نویسنده بود که می رفتند تا قرن نوزدهم اروپا را از لحاظ محصول اندیشه و ذوق بشری به عنوان یکی از پربهاترین قرنهای جهان معرفی نمایند. آنچه در کتاب می خوانیم: ون گوگ در لندن ، نخستین عشق، تجربه معدن زغال، دنیای زحمتکشان اِتِن ، عشق نقش ورنگ، عشق زن لاهه، نگارگر نامرد نونن، تجربه دوست داشته شدن پاریس، تجربه امپرسونیسم ارل، تجربه افتاب افتابگردان سن رمی، تجربه شوریدگی اوور و  وداع با زندگی. بخش اول کتاب، شرح زندگی و عشق اول ونگوگ در لندن است، در دوره ای که ونگوگ فروشنده پرده های نقاشی بوده. و ونگوگ بعد از عشق نا فرجام، تصمیم می گیرد که کشیش بشه. اما بعد از مدتی به این نتیجه می رسد که باید به کار دیگری بپردازد و به برادرش تئو می گوید: بالاخره من راه خود را پیدا کردم، نقاش خواهم شد، البته که خواهم بود، باید باشم. در واقع کتاب ، سیر زندگی مردی را نشان میده که بعد از فروشندگی و تحصیل علوم دینی به نقاشی روی میاوردمردی که مردم او را دیوانه سرخ مو می نامیدند کسی که در زمان حیاتش فقط یک تابلویش به فروش می رود و کسی که سرانجام خودکشی می کند. ونگوگ این که امروزه آثارش در موزه های بزرگ دنیاست و بسیاری به تحلیل نقاشی ها و کاربرد رنگ در نقاشی های او می پردازند.

ایــرونیگ استــون

در 14ژوئیه 1903 در سان فرانسیسکوی آمریکا بدنیا آمد ودر 1923 با درجه عالی تحصیلات دانشگاهی را به پایان رسانید. استون از کودکی علاقه شدید به مطالعه داشت ودوستانش به او لقب کرم کتاب را داده بودند. در ۲۳ سالگی،پس از نوشتن تعدادی داستانهای کوتاه و نمایشنامه های تک پرده ای،کار تدریس را کنار گذاشت و به نیویورک رفت تا تمام وقتش را صرف نویسندگی کند.

shore_zendgy035d

درمدت ۱۰ سالی که ایروینگ استون در نیویورک بود ۱۸ نمایشنامه ی طولانی نوشت که هیچکدام برای او شهرت و اعتباری بدست نیاورد. بعد از آن به اروپا رفت در آنجا شرح زندگی ونسان ونگوگ را در کتابی تحت عنوان ” شور زندگی ” نوشت و به یکباره شهرت فراوانی پیدا کرد. ایرونیگ استون در شهرهایی که وان گوگ زندگی کرده بوده، اقامت گزیده و به بررسی اوضاع و احوال و شرایط زندگی  ونگوگ در آن شهرها پرداخته است.ایرونیگ استون در کارنامه کاری خود اثاری از جمله: شور هستی ، همسر جاویدان،، انها که دوست دارند، همسر ریس جمهور، گنج یونان، ژرفای افتخار،گنج تروا، ملوان سوارکار، عشق جاوید است،  رنج روح، شور ذهن (زنگینامه زیگموند فروید)و ... ایریک استون دراوت 1989 د رلوس آنجلس کالیفرنیا در گذشت .

کتاب شور زندگی موجود در بازار با ترجمه  محمد علی اسلامی ندوشن توسط نشر امیر کبیر و نشر یزدان وهمچنین به ترجمه مارینا بنیاتیان توسط نشر نشانه منتشر گردیده و در دسترس علاقه مندان این کتاب می باشد. کتب منتشر شده از نشر نشانه: شکوفه های پاییزی، عشق درفلکه سوم تهرانپارس، نهار سه نفره، خارج از خط، مایِ ما، پرواز به نیروانا، اسطوره های عشق،نامه اکبر رادی، داستان های لس آنجلس، دیوار دوم و..... را نام برد. کتب منتشر شده از نشریزدان:  ماجرای پایان ناپذیر حافظ، مرزهای ناپیدا، دریا نوردپیر، از رودکی تا بهار،  عقاب، دوچرخه کوهستان، صفیر سیمرغ،حکایت مداح وشکرچندممدوح، حکایت پادشاه ودختر درویش، حکایت اهو واخور، توبه ی نصوح، گفتیم و نگفتیم و..... را نام برد.  از انتشارات امیر کبیر کتابهایی مانند: صد سال تنهایی، شازده کوچولو،  عقاید یک دلقک، بیگانه ای دردهکده، بینوایان، خوشه های خشم، قلعه حیوانات،

محمد علی اسلامی ندوشن

در سال 1034 درمنطقه  ندوشن یزدمتولدگردید. او شاعر، منتقد، مترجم و پژوهشگر . دارای کتابهای ایران و جهان از نگاه شاهنامه، ایران و تنهاییش، راه وبیراه، دیروز امروز فردا، و ترجمه شور زندگی و ... می باشد.

shore_zendgy039d

از کتابهای دیگر مترجم کتاب شور زندگی ، مارینا بنیاتیان میتوان جاسوسها، قدم ها و سایه ها (مجموعه شعر)، معضلی برخواسته از جهنم را نام برد.

بخشی از متن کتاب: (ص131)

"تئو تو این را پیش از آنکه من خود بدانم می دانستی. من جراتش را نداشتم که در این باره فکر کنم. می ترسیدم. البته که من برای یک کاری خلق شده ام. این همان کاری است که من همه زندگیم در پی اش بودم و هیچوقت به فکرم نرسید. موقعی که در آمستردام و بروکسل درس می خواندم همیشه احتایج عمیقی به نقاشی کردن احساس می کردم ولی به خودم اجازه ی این کار را نمی دادم. می ترسیدم که این مانع کار اصلیم بشود. کار اصلیم! چه کور و نادان بودم. در طی این چند سال چیزی می خواست از وجود من بتراود و من مانعش می شدم. آن را عقب می زدم. حالا بیست و هفت سال دارم.، بدون اینکه کاری کرده باشم. چه احمق چه ابله کوردل نادان بوده ام. آه تئو چه ماههای سختی که من گذراندم و کار کردم و کوشیدم که مقصود و معنایی از زندگی بیرون بکشم و آنرا نشناختم. ولی حالا که آن را می شناسم دیگر هیچوقت دلسرد نخواهم شد. بعد از این همه سالهای تلف شده بالاخره من راه خودم را پیدا کردم، نقاش خواهم شد. برای همین است که در پیشه های دیگرم شکست خوردم. به درد آن کارها نمی خوردم، ولی حالا دست به کاری زدم که شکست ندارد."

shore_zendgy042d

ونگوگ به خودش میگفت:

« زیبایی از درد زاده می شود »

نزدیک‌ چهل‌ سال‌ از ترجمه‌ کتاب شور زندگی می گذرد.‌ داستانی‌  که‌ گمان‌ می‌کنم‌‌ یکی‌ از دلپذیرترین‌ کتابها در نزد ایرانیان‌ بوده‌ است‌. کم‌ کتابخوانی‌ هست‌ که‌ آن‌ را نخوانده‌ باشد. این‌ توفیق‌ به‌ لطف‌ قلم‌ نویسنده‌ کتاب‌ و محتوای‌ زندگی‌ کسی‌ به‌ دست‌ آمده‌ که‌ چهره‌ انسانی‌ بسیار محبوبی‌ به‌ بشریت‌ عرضه‌ کرده‌ است‌. داستان زندگی ون گوگ ما را به خودنگری و خودکاوی وا می دارد. به هر کسی که شوری در دل دارد توصیه می کنم این کتاب را بخواند چراکه به یقین می تواند بخشی از خود را در این کتاب باز یابد. 



 



 

بزودی راه اندازی می شود
لطفا کمی صبر کنید !!