وغ وغ ساهاب

وَغ‌ وَغ ساهاب

کتابی است به طنز نوشتهٔ صادق هدایت و مسعود فرزاد که اوضاع اجتماعی، سیاسی، و ادبی زمانش را به تصویر می‌کشد.

----_1

وَغ‌وَغ ساهاب کتابی است به طنز نوشتهٔ صادق هدایت و مسعود فرزاد که اوضاع اجتماعی، سیاسی، و ادبی زمانش را به تصویر می‌کشد.  وغ‌ وغ ساهاب به صورت مجموعه‌ای از «قضیه» ها نوشته شده‌است که هر قضیه به موضوع خاصی می‌پردازد. بعضی از این قضیه‌ ها به قلم صادق هدایت و برخی به قلم مسعود فرزاد است. موضوع این «قضیه»‌ها متنوّع است و از ادبای کهنه‌پرست و پول‌پرستی یهودیان گرفته تا عقاید فروید و سینماهای خیابان لاله‌زار را مسخره‌ می کند. کتاب سرشار از غلط‌های عمدی املایی است و مثلاً در مواردی «قضیه» را به شکل «غزیه» و «مثلا» را به شکل «مثلن» می‌نویسد.

79780_13582_normal

قسمتی از متن کتاب وغ وغ ساهاب:

جونم واستون بگوید، آقام که شما باشید، در ایام قدیم یک خارکنی بود که بیرون شهر بود. چه می‌شود کرد؟ این خارکن، خار می‌کند؛ این هم کارش بود. دیگر چه می‌شود کرد؟ یکی از روزها، این خارکن هی خار کند و خار کند، تا نزدیک غروب کولباره خارش را کول گرفت و رفت در دکان نانوایی که خارهایش را بفروشد، جونم واستون بگوید، آقام که شما باشید، خارها را به نونواهه فروخت یک دونه نون سنگک گرفت و رفتش به طرف خونه‌شون. حالا خارکن را اینجا داشته باشیم برویم سر خونه خارکن. فکر بکنید مثلن خونه خارکن چه افتضاحی باید باشد! این خارکن یک اطاق دود زده کاهگلی داشت با یک زن شلخته که اسمش سکینه سلطان بود و یک پسر دوساله که اسمش را حسن علی جعفر گذاشته بود. چه می‌شود کرد آخر خارکن هم دل داشت و چون آرزوی پسر داشت اسم سه تا پسر را روی بچه یکی یک دانه‌اش گذاشته بود. این حسن علی جعفر از دارایی دنیای دون یک شکم گنده داشت، مثل طبل که دو تا پای لاغر زردنبو پشتش آویزان بود و زندگی او فقط دو حالت داشت: ۱- گریه می‌کرد از ننه‌اش نون می‌خواست. ۲- مشغول خوردن بود.


برای ارسال نظر ، وارد حساب کاربری خود شوید
ورود به حساب
لطفا کمی صبر کنید !!